قهرمان ميرزا عين السلطنه
1437
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تعويقات فرجى شده الحمد لله دو سه روز است بهترم ، بهشرطى كه در راه عود نكند . ميرزا زين العابدين خان دكتر كه مأمور قرانطينهء بنادر فارس بود سه روز است وارد شيراز شده مىگفت دو روز بعد حركت كرده در راه خواهم رسيد . باز اگر بيايد اطمينان خاطرى است . بدرقه چون خيلى زود حركت كرده بوديم ، مشايعين نيامده بودند . از دروازهء باغ شاه به سلامتى خارج شده كمكم مردم مىآمدند . آقا كالسكه نشسته بودند و حال آنكه روز سوارى بود و ابدا كالسكه شايسته نبود . بههرجهت نزديك قرآن قوام الملك و انتظام الممالك و اعتماد السلطان بيگلربيگى رسيده قدرى آمده خداحافظى كرده مراجعت نمودند . همينطور دستهدسته مىرسيدند . از تنگ الله اكبر و زير قرآن رده شده بالاى تل سلام با شهر شيراز و جلگهء باصفاى آنكه الان مثل يك پارچه زمرد بود وداع كرده [ شد ] . درشكه تند مىرفت . در اينجا بهاء السلطان سرتيپ فوج زرند با مظفر نظام سرتيپ فوج مخصوص و صاحبمنصبان ديگر خداحافظى كرده مراجعت نمودند . تا اكبرآباد همينطور متصل ماچ و بوسهء وداع بود . در اكبرآباد زير درخت توتى آقاى امام جمعه از صبح آمده تهيهء چاى و شيرينى كرده حاضر بودند . جناب شيخ الاسلام و حاجى هدايت مدرس و عماد الشريعه پسر امام و جمعى از آقايان ديگر و تجار نشسته بودند . پياده شده سه ربع توقف آنجا طول كشيد . چاى و قهوه و قليان صرف شد . بعد با همه وداع كرده آقاى امام كه حقيقت مملكت فارس به وجود محترم او مباهات بايد بكند [ ما را ] از زير قرآن رد كرده دعاى سفر خوانده نزديك درشكه با شاهزاده معتضد السلطنه وداع كرده بهراه افتاديم . زرقان منزل اول زرقان است . اما قوام لشكر به دوده ده خودش مهمان نموده است . ناهار را باجگاه خورديم . باد شدت كرد . چند روز است باد شديد مىآيد . زود سوار شديم اسماعيل خان ايل بيگى قشقائى با غلامعلى خان نواب آنجا رسيده و بعد از وداع به شهر مراجعت نمودند . تند مىرفتيم و متصل از شيراز و وضع خودمان صحبت بود .